العلامة المجلسي

145

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

[ سيّد حسنى ومردان طالقان ] پس خروج كند جوان خوش‌رويى حسنى به جانب ديلم وقزوين وبه آواز فصيح ندا كند كه به فرياد رسيد اى آل محمّد مضطر بيچاره [ را ] كه از شما يارى مىطلبد ! پس أجابت نمايند أو را گنج‌هاى خدا در طالقان ، چه گنج‌ها ! نه از نقره ونه از طلا ، بلكه مردى چند مانند پاره‌هاى آهن در شجاعت [ وعزم ] وصلابت بر يابوهاى اشهب سوار ، همه مكمّل ومسلّح ، وبكشند پيوسته ظالمان را تا به كوفه درآيد در وقتي كه أكثر زمين را از كافران پاك كرده باشد . پس در كوفه ساكن مىشود وبه أو خبر مىرسد كه مهدى واصحابش به نزديك كوفه رسيده‌اند ، به أصحاب خود مىگويد كه بياييد برويم وببينيم كه اين مرد كيست وچه مىخواهد . واللّه كه خود مىداند كه مهدى آل محمّد صلوات اللّه عليه است ، امّا مطلبش آن است كه بر أصحاب خود ظاهر سازد حقيقت آن حضرت را . پس حسنى در برابر آن حضرت مىايستد ومىگويد كه اگر راست مىگويى كه تويى مهدى آل محمّد ، كجاست عصاي جدّت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وانگشترى أو وبرد وزره أو كه فاضل مىناميدند وعمّامه‌اش كه سحاب مىگفتند واسبش كه يربوع نام داشت وناقه‌اش كه عضباء مىگفتند واسترش كه دلدل مىگفتند وحمارش كه يعفور مىناميدند و [ أسب اصيلش ] « 1 » براق وكو مصحف أمير المؤمنين كه بىتغيير وتبديل جمع كرد ؟

--> - روايت مقيّد به بغداد نشده بود ، پس ممكن است منظور از زوراء تهران نيز باشد چنانچه نظير همين روايت در « منتخب التواريخ » نقل شده ، كه مرحوم علّامه مجلسي عليه الرّحمة از مفضّل بن عمر از امام صادق صلوات اللّه عليه روايت نموده كه آن حضرت فرمودند : « اى مفضل ! آيا مىدانى زوراء كجا واقع شده ؟ عرض كردم خدا وحجّتش داناترند ، فرمود : بدان اى مفضّل كه در حوالي رىّ كوه سياهى است در دامنهء آن شهري بنا شود كه طهران ناميده شود وآن است دار زوراء كه قصرهايش مثل قصرهاى بهشت وزنهايش مثل حور العين‌اند . . . » ( منتخب التواريخ / 875 ) ونيز رواياتى وارد شده كه منظور از زوراء بغداد است . ( 1 ) . زيادة از مصدر .